|
علی رضا الهی
|
|
|
|
||||
|
فناوري كامپيوتري عصر جديدي را براي رسانه هاي عمومي به وجود آورده است كه همراه آن انتظارات و نگراني هايي در مورد تاثير آن بر رشد و سلامت كودكان نيز پديد آمده است. به همراه هر موج جديد فناوري رسانه اي چنين انتظارات و نگراني هايي ايجاد شده است. ظهور پديده فيلم در اوايل قرن 20، راديو در دهه 1920 و تلويزيون در دهه 1940. سطح تعامل بالاي كامپيوتر و جنبه هاي ارتباطي آن انتظارات و توقعات در مورد آموزش پربار و نگراني در مورد احتمال بالاي آسيب رساني را افزايش داده است كه لزوم ايجاد روابط جديد بين صنعت، آموزش و گروه هاي پشتيبان را افزايش مي دهد. با ورود هر موج جديد رسانه اي مناظره در مورد تاثيرات آن، بخصوص بر روي افراد خردسال افزايش يافته است. از هر رسانه جديد در مورد مزاياي اجتماعي و آموزشي، انتظاراتي وجود دارد و به همراه آن نگراني هايي در مورد دستيابي كودكان به اطلاعات نامناسب و آسيب رسان بوجود ميايد. قسمت نخست اين نوشته به تشريح مناظرات حول ورود رسانه هاي ابتدايي مي پردازد و انتظارات، موانع و گرايش هاي مشابه در پژوهش هاي هر دوره را ذكر مي كند. مطالعات اوليه به بررسي اين موارد پرداخته بود: گروه هاي جمعيتي (demographic) كه سريعترين دسترسي را به فناوري دارند، ميزان زماني كه اين گروه ها صرف استفاده از فناوري جديد مي كنند و منابع آنها در شيوه هاي مختلف استفاده. مطالعات بعدی به بررسي محوه تاثير محتواي رسانه بر كودكان پرداخته است. كودكان و فيلم
در يكي از پژوهش هاي اين دوره، يكي از پژوهشگران دريافت كه تقريبا تمامي كودكاني كه به تماشاي فيلم علاقه مند بودند با صحنه هايي فراتر از سن خود مواجه مي شدند. نگراني در مورد محتواي فيلم ها منجر به تقاضا براي سانسور فيلم ها و ايجاد محدوديت در پخش آنها شد. به همين دليل صنعت فيلم سازي وعده توليد فيلم هاي بهتر را داد و تعهد داد كه به والدين در مورد مراجعه فرزندانشان به سينماها هشدار بدهد. در خلال سال هاي 1930 جامعه پژوهشي توجه خود را معطوف به تحقيق در مورد تاثير فيلم ها بر كودكان كرد. مطالعات بنياد پين (Payne Fund) در سال 1933 منجر به ارائه كتابي مفصل در مورد تاثيرات فيلم در زمينه هاي گوناگون شد.
مناظرات كنوني پيرامون درباره فناوري كامپيوتر و رسانه هاي جديد، يادآور انتظارات و نگراني هاي گذشته است. در تحقيقي كه اخيرا از 1000 نفر از والدين آمريكايي-كه حداقل يك فرزند 8 تا 17 سال دارند و داراي حداقل يك كامپيوتر شخصي هستند- به عمل آمده است، 70% از آنها اينترنت را مكاني معرفي كردند كه كودك مي تواند در آن "مطالب مفيد و جذابي" را پيدا كند. در عين حال 75% از آنها از امكان افشاي اطلاعات شخصي و دسترسي به تصاوير مستهجن بوسيله كودكان خود ابراز نگراني كردند.
تحقيقات اوليه همانند نمونه هاي پيشين، توجه خود را معطوف به زمان صرف شده از سوي كودكان براي كار با كامپيوتر، منابع مورد استفاده وتاثير كامپيوتر بر فعاليت ها و زنگ تفريح آنان مي كند. به همين منوال تحقيقات به تدريج به سمت ارزيابي محتوا پيش مي رود. طبيعت تعاملي رسانه جديد پتانسيل لازم براي جامعه پذيري و آموزش كودكان را به همراه دارد، اما در كنار آن احتمال دستيابي به محتواي نامناسب را افزايش مي دهد. انتظار از رسانه جديد به عنوان عاملي براي جامعه پذيري و آموزش {...}
يکی از دوستان خواننده وبلاگ به من ای ميل زده که چرا ديگر نمی نويسم. واقعيت اين است که به دليل اين که کامپيوترم صفحه مديريت يادداشت های سرور را نشان نمی داد و فرصت آمدن به سايت دانشگاه را پيدانکرده بودم امکان درج يادداشتم را که مدت ها آماده بود پيدا نکردم. البته لازم به ذکر است که امسال نزديک به يک سال است که می به کار نوشتن وبلاگ خود مشغولم و برای اين که تغييری ايجاد کرده باشم به آدرس جديدی در حال انتقال هستم که بزودی در همين وبلاگ می نويسم. از آنجا كه كامپيوتر پتانسيل بيشتري براي تعامل داراست، براي آموزش پربار انتظارات بيشتري از آن مي رود. عناصر كليدي تعامل –پاسخگويي و مشاركت هستند. در شرايط رسانه هاي قديمي تر (مانند فيلم، راديو و تلويزيون) پيغام به مخاطبان انتقال داده مي شود، اما ديده شده است كه در همين شرايط نيز كودكان به پاسخ دهي مي پردازند. رسانه هاي قديمي در مقايسه با كامپيوتر، در جنبه اسخگويي محدوديت دارند و پاسخ به آنها نمي تواند به عنوان تعاملي حقيقي در نظر گرفته شود.اين رسانه ها كودكان را بيشتر در حالت انفعالي قرار مي دهند و آنها را بيشتر وادار به شنيدن و ديدن مي كنند تا انجام كار، در حالي كه كامپيوتر به افراد تسلط بيشتري بر شرايط تبادل و تعامل مي دهد. مشاهدات نشان مي دهد كه تفاهم كودكان با كامپيوتر بيشتر از تفاهم آنان با تلويزيون است. كودكان بيشتر به سمت برنامه هايي جذب مي شوند كه توانايي مشاركت فعال را به آنها مي دهد و گاه مشاركت را الزامي مي كند. آنها هم چنين نوعي از آموزش مبتني بر كامپيوتر را ترجيح مي دهند كه حالت مشاركتي بيشتري داشته باشد. بررسي نرم افزارهاي آموزشي و "آموزشي-سرگرمي" نشان مي دهد كه اين نرم افزارها مي توانند بر يادگيري كودك تاثير داشته باشند و به او فرصت تسلط بر فناوري و خود راهبری (self-direct) را بدهند. مطالعات نشان مي دهد كه استفاده از نرم افزار تعاملي با محتوا، فوايد آموزشي زيادي را در بر دارد. نرم افزارهاي تعاملي در مقايسه با نرم افزارهاي قديمي، موجب افزايش كاربران و بالا رفتن سطح مهارت آنها مي شوند. نرم افزارهاي كامپيوتري مخصوص كودكان، مي توانند توانايي هاي حل مسئله آنها را افزايش دهند. دسترسي به محتواي نامناسب، يكي از نگراني هايي است كه با ورود هر رسانه، تجديد مي شود. اين نگراني با ورود رسانه جديد افزايش يافته است كه بيشتر به خاطر قدرت بالاي تعامل، به هنگام استفاده از بازيهاي كامپيوتري قسمت هاي ارتباطي اينترنت است. گروه هاي مختلف و دولت ها نيز سعي دارند در كنار والدين، به ارتقاي سطح محتواي رسانه براي كودكان بپردازند. در ابتداي دهه 90، بيشتر بحث ها در مورد آسيب هاي بالقوه بازي هاي كامپيوتري بود. اين مسئله منجر به ايجاد سيستم ارزيابي در سال 94 شد. در ميانه دهه 90، گفتگو ها به تدريج به سمت اينترنت و محيط هاي آن لاين كشيده شد. موضوع اصلي اين گفتگوها، خطر مواجه شدن كودكان در اينترنت با افراد منحرف و دستيابي آنها به سايت هايي با موضوعات جنسي، خشونت و ... بود. در بررسي 668 مقاله كه از 12 روزنامه بين اكتبر 1997 تا اكتبر 1998 انتخاب شده بود، مشخص شد با وجود اينكه نيمي از مقالات به جنبه هاي مثبت استفاده از اينترنت براي كودكان اشاره مي كرد، اما يك چهارم مقالات به جرايم جنسي كه از طريق اينترنت صورت گرفته بود، مي پرداخت. هم چنين دو سوم مقالات نيز به مشكلاتي مانند تصاوير مستهجن، انحراف هاي اخلاقي و تجاوز به حريم خصوصي اشاره مي كرد. همانند نمونه هاي پيشين، چالش استفاده از اينترنت توسط كودكان به والدين و خود كودكان واگذار شده است. راه هايي مانند استفاده از فيلتر و معرفي سايت هاي مناسب، راه هاي مشخص است كه توسط والدين براي جلوگيري از آسيب هاي اينترنت استفاده مي شود. امروزه در برخی کشور ها گروه هاي غيردولتی و نيز دولت راهنماهاي چاپي و آنلايني را براي كمك به والدين در جهت استفاده مناسب و مولد از اينترنت منتشر كرده اند. پژوهش هاي متعدد نشان مي دهد كه كودكان به ويژه خردسالان، در تشخيص تفاوت واقعيت از تخيلات و برنامه هاي عادي از تبليغات دچار مشكل هستند و پي به رابطه پيچيده بين برنامه سازي، تبليغات و ساختارهاي بنيادي اقتصادي -كه شالوده پخش برنامه را تشكيل مي دهد- نبرده اند. تلاش هايي كه براي افزايش سطح سواد رسانه اي (media literacy) كودكان مي شود به آگاهي كودكان از منافع تجاري كه پايه محتواي وب را تشكيل مي دهند، افزوده است. همانند موارد مشابه در رسانه هاي پيشين، گروه هاي متعددي تلاش دارند تا از رشد منفعت طلبي در رسانه هاي مربوط به كودكان جلوگيري كنند. اين گروه ها سعي دارند همانند تلويزيون، تبليغات مربوط به كودكان در اينترنت را قاعده مند نمايند. برخي گروه ها نيز خط مشي هايي در زمينه تبليغات كودكان ارائه كرده اند. تلاش هايي نيز براي بالا بردن سطح محتواي رسانه براي كودكان انجام مي گيرد. اين تلاش ها سعي در ايجاد روابط جديد بين بخش صنعت، پژوهشگران و گروه هاي پشتيبان دارد. براي مثال در جولاي سال 2000 در آمريکا ميزگردي ميان مديران رسانه اي، گروه های حام كودكان،دانشگاهيان و مقامات اداري دولت فدرال برگزار شد كه هدف آن ايجاد پشتيباني جهت توليد محتواي مناسب آموزشي و قابل دسترس در اينترنت براي كودكان بود. مي توان از تاريخ پژوهش ها در مورد رسانه نكات زيادي در مورد تاثير كامپيوتر بر كودكان فرا گرفت، اما تعامل كه شاخص استفاده كودكان از رسانه جديد است، از طرفي احتمال آموزش پربار و از سوي ديگر احتمال آسيب رسيدن را افزايش مي دهد. ازين رو نياز به كنترل و افزايش كيفيت محتوا در اين رسانه بيشتر احساس مي شود. تجربه هاي عملي كودكان در كار با رسانه، در رسانه هاي پيشين اغلب در سطحي پايين تر از آنچه وعده داده مي شد بوده است. دغدغه هاي مربوط به كيفيت محتوا نيز كماكان وجود دارد. براي اينكه مطمئن شويم اين رسانه جديد مي تواند به نيازهاي كودكان پاسخ گويد، نياز به تحقيقاتي بيشتر، به خصوص در محيط هاي خارج از مدرسه است.
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:34 توسط علیرضا
|
|
|||||
|
|||||